پنج شنبه، 9 بهمن 1404
پایگاه خبری میار » فرهنگی » سینمای ایران » اختصاصی| “مرد عینکی”، قهرمان گیشه و نماد ابتذال صنعتی سازی هنر

سند ورشکستگی سینمای ایران؛

اختصاصی| “مرد عینکی”، قهرمان گیشه و نماد ابتذال صنعتی سازی هنر

0
122
کد خبر: 74784

مرد عینکی اگرچه با رکوردشکنی خیره‌کننده، موتور کم‌رمق گیشه ایران را دوباره روشن کرده است اما هم‌زمان پرده از بحرانی عمیق برمی‌دارد؛ سینمایی که هنر را فدای فرمول‌های تضمینی فروش کرده و روایت، خلاقیت و هویت خود را در چرخه تکرار، ابتذال و ستاره‌محوری از دست داده است.

به گزارش میار، فیلم سینمایی “مرد عینکی” جدیدترین محصول مشترک تیم موفق و پرفروش این روزهای سینمای ایران، کریم امینی در مقام کارگردان و سید ابراهیم عامریان به عنوان تهیه‌کننده، با محوریت بهرام افشاری در نقش اصلی است که در سال ۱۴۰۴ اکران عمومی خود را آغاز کرد. این فیلم که پیش‌تر با عنوان “جلبک” پروانه ساخت گرفته بود، در زمانی اندک توانست موفقیت تجاری شگفت‌انگیزی را تکرار کند و بار دیگر معادلات گیشه را به نفع ژانر کمدی تغییر دهد.

  حکایت گیشه، زوال اعتبار و بحران تعریف هنر

بر اساس آمارهای رسمی، “مرد عینکی” با عبور از مرز ۱۸۲ میلیارد و ۲۶۰ میلیون تومان فروش، نه تنها از مرز فروش کلی فیلم “پیر پسر” که پیش‌تر پرفروش‌ترین فیلم سال ۱۴۰۴ بود، گذشت، بلکه عنوان پرفروش‌ترین و پرمخاطب‌ترین فیلم سال را به خود اختصاص داد. این پیروزی قاطع در گیشه، همزمان با کاهش هشت درصدی فروش کلی سینمای ایران در آبان ۱۴۰۴ نسبت به ماه‌های قبل رخ داد و نشان داد که در میان فیلم‌های پرمخاطب، آثاری چون “مرد عینکی”، “قسطنطنیه” و “یوز”، نبض اقتصادی سینما را در دست دارند.

سینما به مثابه ماشین درآمد

موفقیت مالی خیره‌کننده “مرد عینکی”، هرچند از لحاظ اقتصادی برای صنعت سینمای ایران در شرایط رکود، یک محرک حیاتی محسوب می‌شود اما در تحلیل عمیق‌تر، نه نشانه‌ای از سلامت ساختار سینمایی یا عمق هنری، بلکه نمادی آشکار از بحران هویت سینمای امروز ایران است. باید توجه داشت که سینمای ایران به یک نقطه بحرانی رسیده است؛ جایی که داستان‌گویی و درام جای خود را به بازاریابی صرف داده و هنر در برابر تجارت به زانو درآمده است.

در این فضا، “مرد عینکی” نماد کاملی از مشکل بزرگ‌تری است که کل جامعه را فرا گرفته؛ تبدیل هر پدیده‌ای، از جمله هنر، به یک “ماشین صرف تولید درآمد”. در نتیجه، در فضای خفقان اقتصادی، اولویت‌های هنر بازتعریف شده و این بازتعریف اغلب به قیمت از دست دادن هویت اصلی و تعهد اجتماعی آن تمام می‌شود. به عبارت دیگر، سوال اصلی دیگر این نیست که آیا فیلم چیزی برای گفتن دارد یا نه، بلکه این است که آیا توانایی ثبت رکورد فروش را خواهد داشت یا خیر.

گریز از واقعیت یا مقابله با آن؟

بررسی عمیق‌تر چرایی این استقبال گسترده، یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند؛ مخاطبان ایرانی به شدت تشنه آثاری هستند که آنها را از دغدغه‌های روزمره و سنگین اقتصادی و اجتماعی دور کند. این شرایط، یک بازی جمع-صفر در اقتصاد سینما ایجاد کرده است؛ در حالی که آثار اجتماعی جدی نیز می‌توانند فروش بالایی داشته باشند  اما موفقیت تضمین‌شده و الگوی تکرارپذیر صرفاً در انحصار کمدی‌های تجاری فرمولیک باقی می‌ماند. این شرایط، سرمایه‌گذاران را به سمت الگوهای کم‌ریسک هدایت و جریان تجاری، گفتمان غالب سینما را تعیین می‌کند. هدف ما، بررسی دقیق این فرمول اقتصادی، تحلیل ضعف‌های ساختاری فیلم “مرد عینکی” و ارائه موضعی قاطع در قبال جریان ابتذال تجاری است که ذائقه فرهنگی جامعه را تهدید می‌کند.

معماری اقتصادی گیشه و مکانیسم‌های تولید درآمد تضمین‌شده

تحلیل‌گران حوزه صنعت سینما به‌خوبی می‌دانند که موفقیت “مرد عینکی” یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه نتیجه اجرای دقیق یک “فرمول تجاری” است که توسط تهیه‌کننده‌ای با تجربه بالا و یک ستاره بی‌رقیب در گیشه طراحی شده است.

زوج طلایی و الگوی تکرار شونده عامریان

سید ابراهیم عامریان، تهیه‌کننده “مرد عینکی”، نامی آشنا در سینمای تجاری ایران است. او پیش از این با تهیه‌کنندگی آثاری چون “تگزاس ۱ و ۲”، “دینامیت” و “انفرادی”، ثابت کرده است که فرمول فروش را بهتر از هر کسی بلد است. موفقیت تاریخی فیلم قبلی او، “فسیل” (با کارگردانی کریم امینی)، یک “برند” قدرتمند ایجاد کرد که باعث شد مخاطبان به طور ناخودآگاه به هر اثر جدیدی از این گروه اعتماد کنند و انتظارات را به شدت بالا ببرد.

“مرد عینکی” سومین همکاری عامریان و بهرام افشاری پس از فیلم‌های “کارگر ساده نیازمندیم” و “فسیل” است. هدف اصلی و صریح این تیم تولیدی، جذب مخاطب عام با ساخت فیلمی است که تماشاگر را سرگرم کند و باعث شود حالش خوب باشد تا برای دو ساعت از دغدغه‌های روزمره فاصله بگیرد. این استراتژی مبتنی بر تقاضای فرار از واقعیت در جامعه‌ای تحت فشار اقتصادی، تضمین‌کننده بازگشت سرمایه است. در واقع، این تکرار الگوهای موفق، در حال تبدیل کردن فرایند هنری به صنعتی‌سازی تکرار هنری است تا ریسک تولید به حداقل برسد، اگرچه این موضوع به قیمت از بین رفتن تنوع روایی و شخصیتی تمام می‌شود. این شیوه تولید، به وضوح نشان می‌دهد که فیلم از روی فرمول ساخته شده است.

سندروم ستاره‌محوری و برند بهرام افشاری

حضور بهرام افشاری، ستاره بی‌چون‌وچرای فعلی سینمای کمدی، مهره طلایی این فرمول است. افشاری به دلیل فیزیک بدنی خاص (قد بلند)، توانایی بالا در بداهه‌پردازی و تسلط بر انواع کمدی (کلامی و اسلپ‌استیک)، یکی از گران‌ترین و محبوب‌ترین بازیگران سینمای ایران محسوب می‌شود و حضور او به تنهایی می‌تواند تضمین‌کننده فروش میلیاردی باشد.

با این حال، منتقدان جدی سینما، این ستاره‌محوری افراطی را یک بحران می‌دانند. در “مرد عینکی”، افشاری نه به عنوان یک شخصیت پردازش‌شده سینمایی، بلکه بیشتر به عنوان یک نام تجاری عمل می‌کند. او در این فیلم همان بهرام افشاری‌ای است که در فسیل هم بود؛ یعنی حلیم رایگان، نظافتچی پارک، چکیده‌ای از تیپ‌های طنز قبلی افشاری است. این تکرار، یک حلقه معیوب در سینمای ایران ایجاد کرده است که هم ستاره را با محدود کردن او به یک تیپ فرسوده می‌کند و هم سینما را از خلاقیت فقیر می‌کند. این چرخه، نشان‌دهنده بحرانی عمیق در نظام ستاره‌سازی سینمای ایران است که به جای پرورش بازیگران همه‌جانبه، تمام تمرکز خود را بر یک فرد می‌گذارد.

تحلیل داده‌های گیشه و چرایی اقبال عمومی

موفقیت گیشه‌ای “مرد عینکی” در کنار دیگر آثار کمدی، تسلط بلامنازع این ژانر بر بازار سینمای ایران را تأیید می‌کند.

جدول زیر جایگاه “مرد عینکی” را در مقایسه با دیگر آثار پرفروش سال ۱۴۰۴ تا آذرماه نشان می‌دهد؛

وضعیت گیشه سینمای ایران در سال ۱۴۰۴ تا آذر

عنوان فیلم

کارگردان

ژانر اصلی

فروش تخمینی (تومان)

جایگاه گیشه

مرد عینکی

کریم امینی

کمدی اکشن

۱۸۲٬۲۶۰٬۸۵۷٬۰۷۴

پرفروش‌ترین فیلم سال 

پیر پسر

اکتای براهنی

درام اجتماعی

۱۸۱٬۵۰۸٬۸۸۷٬۳۵۳

دومین فیلم پرفروش سال 

زن و بچه

سعید روستایی

اجتماعی/درام

۱۰۰٬۰۸۲٬۰۳۸٬۵۹۱

ششمین فیلم پرفروش سال 

قسطنطنیه

کریم امینی

کمدی

۷۱٬۲۱۳٬۳۸۴٬۲۹۷

ششمین فیلم پرفروش در آبان 

این آمارها تأیید می‌کنند که مخاطب اصلی سینمای ایران، سرگرمی را به عنوان اولویت اول خود انتخاب کرده است. این استقبال، که مبتنی بر تقاضای فرار از واقعیت است، منجر به تقلیل نقش هنر به کارکرد اقتصادی آن شده و معیار موفقیت را از عمق و ماندگاری به سودآوری فوری تغییر می‌دهد.

آش شله قلمکار

از منظر تئوری فیلمنامه و ساختار روایی، “مرد عینکی” مصداق بارز یک “آش شله قلمکار” است. در حالی که ایده اولیه فیلم جذاب و دارای پتانسیل طنز اجتماعی قوی به نظر می‌رسد، اجرای آن در سطحی ضعیف و فاقد انسجام باقی می‌ماند.

ایده اولیه و گسست منطق روایی

داستان فیلم حول محور “حلیم رایگان”، مردی ساده‌دل و نگون‌بخت می‌چرخد که نظافتچی سرویس بهداشتی یک پارک است و در تمامی عرصه‌های زندگی با شکست مواجه شده و نمادی از نسل جوانی است که دستیابی به آرزوها برایشان محال شده است. زندگی او زمانی دگرگون می‌شود که تصویرش به اشتباه به عنوان یکی از خطرناک‌ترین تروریست‌های جهان منتشر می‌شود و پنتاگون برای دستگیری‌اش جایزه تعیین می‌کند. ریشه این اشتباه، واگذاری مدارک هویتی حلیم به کلاهبرداران اینترنتی برای به دست آوردن یک فلاسک ساده است.

اما این ایده اولیه جذاب، به سرعت در باتلاق روایتی بی‌منطق غرق می‌شود. داستان به‌جای دنبال کردن یک خط سیر منسجم، به شکلی کاملاً تصادفی و غیرقابل توضیح پیش می‌رود. حلیم مانند توپی میان بازیگران قدرت بین‌المللی دست‌به‌دست می‌شود. این دست‌به‌دست شدن فاقد منطق است؛ به عنوان مثال، ناگهان دزدان دریایی ظاهر می‌شوند و حلیم را از یاکوزاها می‌ربایند، بدون اینکه فیلم توضیح دهد “چرا؟ چطور؟ کی؟”. این ضعف ساختاری، نشان می‌دهد که فیلمسازان بیشتر نگران جمع‌آوری عناصر جذاب بصری برای گیشه بوده‌اند تا حفظ اعتبار روایی.

تغییر ژانری به مثابه بازاریابی پازلی

یکی از جدی‌ترین ایرادات ساختاری، گسیختگی ژانری فیلم است که دیگر منتقدان نیز به آن اشاره کرده‌اند. فیلم با لحن کمدی شروع می‌شود، در میانه به یک درام اجتماعی تقلیل می‌یابد و در فینال ناگهان تصمیم می‌گیرد یک اکشن هالیوودی شود.

این جابه‌جایی‌های ژانری، بر پایه امیدواری‌های خام به جذب حداکثر مخاطب شکل گرفته است. گویی فیلمسازان تصور کرده‌اند اگر کمی از هر ژانر پرطرفداری بردارند، قطعاً کار جور درمی‌آید. این تلاش برای ترکیب فله‌ای کمدی، درام و اکشن، منجر به خلق اثری شده که هیچ‌کدام از ژانرها را به درستی اجرا نمی‌کند. این یک تله شبیه‌سازی هالیوودی است؛ تلاش برای ورود به ژانر اکشن-کمدی با دایره بین‌المللی بدون داشتن زیرساخت‌های خلاقانه و فنی لازم.

ضعف فنی در اجرای اکشن و فضاسازی بین‌المللی

خلاف تبلیغات جسورانه مبنی بر اینکه “مرد عینکی” اکشن‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران لقب گرفته است، اجرای صحنه‌های اکشن فیلم به شدت ضعیف است. منتقدان معتقدند این صحنه‌ها بیشتر شبیه “سکانس‌های تمرینی” هستند که زوایای دوربین مناسبی نیز ندارند. این مسئله، ضعف همیشگی سینمای ایران در ژانر اکشن را برجسته می‌کند؛ جایی که فیلمنامه‌نویسان اغلب از ابتدا بخش‌های اکشن را به دلیل کم‌بضاعتی در تولید و هزینه بالا، کنار می‌گذارند.

همچنین، استفاده از لوکیشن‌های خارجی و بازیگران غیرایرانی نتوانسته ضعف بنیادین فیلمنامه را پنهان کند. بازیگران غیرایرانی به کار گرفته شده در این فیلم، از سطح کیفی قابل قبولی برخوردار نیستند و اجرای آن‌ها به شدت مصنوعی به نظر می‌رسد. این عناصر صرفاً برای افزایش ادعای فیلم و پررنگ و لعاب کردن ظاهر آن با بودجه بیشتر به کار گرفته شده‌اند اما پول و ادعا نمی‌تواند جایگزین خلاقیت و نگارش منسجم شود.

  توهم نبوغ و فریب مخاطب 

بزرگترین ضربه ساختاری که “مرد عینکی” به پیکره روایت خود وارد می‌کند، چرخش پایانی داستان است. این گره‌گشایی، نه تنها منطق روایی را از بین می‌برد، بلکه اعتبار کل شخصیت‌پردازی‌های پیشین را مخدوش می‌سازد.

تحلیل چرخش غیرمنتظره و غیرمنطقی

در قسمت پایانی فیلم، حلیم رایگان که ۹۰ دقیقه مظهر بلاهت، سادگی و قربانی بودن در جامعه و ماجراهای بین‌المللی بود، ناگهان پرده از واقعیت برمی‌دارد و خود را به عنوان یک استراتژیست بین‌المللی معرفی می‌کند که تمام نقشه پیچیده درگیری قدرت‌های جهانی را برای نفوذ به پنتاگون طراحی کرده بوده است.

از منظر فیلمنامه‌نویسی، این چرخش به‌جای آنکه “سورپرایز” باشد، “فریب مخاطب” است. یک چرخش مؤثر زمانی کار می‌کند که نشانه‌هایی از نبوغ یا طرح پشت پرده شخصیت، در طول داستان کاشته شده باشد؛ نشانه‌هایی که در تماشای دوم قابل تشخیص باشند و به مخاطب احساس هوشمندی بدهد.

فقدان نشانه‌گذاری و اصول دراماتیک

مشکل بنیادین در “مرد عینکی” این است که این تغییر ۱۸۰ درجه‌ای هیچ پشتوانه‌ای در ۹۰ دقیقه قبلی فیلم ندارد. تنها نشانه مبهم، تصویر نقاشی‌شده معشوقه سابق حلیم است که آن هم به درستی توسعه داده نشده است. نویسندگان انتظار دارند مخاطب، شخصیتی را که تا آخرین لحظات مظهر سادگی بوده، ناگهان باور کند که نابغه‌ای است که همه را فریب داده است. حتی رفتارهای عادی حلیم، مانند میو کردن که به عنوان امضای شخصیت مطرح می‌شود، هیچ توضیح و پشتوانه منطقی دراماتیکی ندارد.

این پایان، کل روایت را زیر سؤال می‌برد؛ زیرا طرح‌ریزی چنین نقشه‌ای که وابسته به تصادفات محض، شانس و معجزه باشد، از یک استراتژیست نابغه دور از ذهن است. این امر، نیاز تجاری سازندگان به خلق یک “قهرمان قاطع” در پایان را به نمایش می‌گذارد، حتی اگر به قیمت از دست رفتن انسجام دراماتیک باشد. تبدیل شخصیت منفعل و قربانی به قهرمان فعال در پایان، یک نیاز تجاری برای خشنودسازی مخاطب در سینمای گیشه است، نه یک ضرورت دراماتیک. متأسفانه، تیم سازنده “فسیل” نه تنها قدمی به جلو برنداشته، بلکه با تکرار فرمول‌ها و افزایش ادعا، چندین قدم عقب‌تر ایستاده است.

  ابزاری شدن فقر و خنده‌های سطحی

“مرد عینکی” در لایه سطحی خود ادعای کمدی اجتماعی بودن را یدک می‌کشد و ناکامی‌های شخصیت اصلی را به نسل جوان شکست‌خورده تعمیم می‌دهد. با این حال، در تحلیل مضمون، این فیلم قادر نیست موضع خود را نسبت به مشکلات اجتماعی مشخص کند و از یک کمدی متعهد فاصله می‌گیرد.

کمدی غیرمتعهد در تقابل با درام اجتماعی

انتقاد جدی این است که فیلم، فقر و درماندگی شخصیت اصلی را به یک ابزار صرف برای ساختن موقعیت‌های کمدی تقلیل می‌دهد. مشخص نیست که فیلم قرار است از یک انسان درمانده دفاع بکند یا اینکه از فقر و درماندگی به نفع ساختن موقعیت‌های کمدی استفاده کند؟

مشاهده می‌شود که این نوع فیلم‌ها با طرح مسائل اجتماعی (مانند فقر یا ناکامی‌های اقتصادی) تنها یک “پوسته متعهد” ایجاد می‌کنند تا بتوانند از فیلترهای نظارتی و افکار عمومی عبور کنند اما در عمل، از این مسائل برای خنده استفاده کرده است و از ارائه نقد ساختاری عمیق یا راه‌حل‌های اجتماعی جدی طفره می‌روند. این ابزاری شدن فقر، به بحران عمیق‌تر اجتماعی و فرهنگی در ایران دامن می‌زند، به طوری که جامعه با استقبال از چنین آثاری، فروش‌های چندصد میلیاردی را برایشان رقم می‌زند.

محصور شدن در طنز پیش‌پاافتاده و عادی‌سازی سطحی‌گرایی

سطح شوخی‌ها در “مرد عینکی” نیز با ایراد جدی روبرو است. شوخی‌های فیلم از حد “شوخی‌های معمول جامعه که سر صف نانوایی‌ها می‌شنویم” فراتر نمی‌روند. این امر، نشان‌دهنده ناتوانی فیلمساز در خلق کمدی موقعیت هوشمندانه یا کمدی کلامی عمیق است که نیازمند نبوغ در فیلمنامه‌نویسی است.

استقبال گسترده مخاطب از این سطح از شوخی، نشان‌دهنده پذیرش عمومی ذائقه کم‌مایه است. این حلقه بازخورد منفی، تولیدکنندگان را ترغیب می‌کند که تلاش خلاقانه کمتری برای کمدی‌های آینده صرف کنند و به سادگی به تکرار همان الگوهای کم‌هزینه و پرفروش روی بیاورند. به این ترتیب، سینمای کمدی ایران روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود و نشانه‌های سطحی‌گرایی در آن موج می‌زند.

  سینمای ایران در چنبره ابتذال تجاری

موفقیت بی‌قیدوشرط کمدی‌های تجاری فرمولیک مانند “مرد عینکی” نشان‌دهنده جریان غالب و مخربی در سینمای ایران است که ذائقه مخاطب را به کلی تغییر داده و سینمای متعهد را به حاشیه رانده است.

میراث از دست رفته کمدی متعهد

برای درک عمق این مشکل، مقایسه با کمدی‌های اجتماعی کلاسیک دهه‌های ۶۰ و ۷۰ ضروری است. در آن دوران، فیلم‌هایی مانند “اجاره‌نشین‌ها” (ساخته داریوش مهرجویی در سال ۱۳۶۶)  یا “آدم برفی”، به دلیل عمق داستان‌گویی، هوشمندی در کمدی موقعیت و نقد اجتماعی قوی، به آثار ماندگار و شاهکارهای ژانر کمدی در ایران تبدیل شدند.

نکته مهم اینجاست که در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، جریان سطحی سینما که صرفاً برای خنداندن و سرگرمی بود، محلی از اعراب نداشت و مجوز نمی‌گرفت. این ممیزی‌ها، اگرچه گاهی سلیقه‌ای بودند اما به طور ناخواسته عمق آثار تولید شده را افزایش می‌دادند. این یک پارادوکس است؛ در حال حاضر، آزادی عمل بیشتری برای تولید محتوای صرفاً سرگرم‌کننده و کم‌مایه وجود دارد، که نشان می‌دهد سیستم تولید و نظارت، سودآوری فوری را بر عمق فرهنگی ارجحیت داده است و ابتذال تجاری را تسهیل می‌کند.

مکانیسم‌های تولید ابتذال سازمان یافته

امروزه، سینمای ایران به سمت ابتذال و آثار آبکی میل کرده است. این وضعیت نه یک ناهنجاری تصادفی، بلکه نتیجه یک ابتذال سازمان یافته است. این فرایند از طریق مکانیسم شبیه‌سازی و تکثیر بی‌پایان الگوهای مبتذل و پرفروش (مانند تکرار برند “فسیل” در “مرد عینکی”) صورت می‌گیرد. این تکثیر فراگیر، یک واقعیت کاذب می‌آفریند که در آن صدای بلند شبکه تجاری، جایگزین اراده خاموش اکثریت و نیاز به سینمای متفکر می‌شود.

این ابتذال سازمان یافته، در نهایت به تثبیت یک سبک زندگی سطحی منجر می‌شود. حتی دلتنگی مخاطبان برای کمدی‌های نه چندان اصیل چند سال گذشته مانند گشت ارشاد یا کمدی‌های خانوادگی دهه هشتاد، به طور تلویحی، سطح پایین فعلی تولیدات را تأیید می‌کند.

تغییر ذائقه مخاطب و آینده سینما

یکی از خطرناک‌ترین پیامدهای این تسلط بی‌قیدوشرط کمدی‌های تجاری و بعضاً مبتذل، تغییر ذائقه عمومی مخاطب است. محمدرضا خردمندان، کارگردان، تأکید کرده است که بازگرداندن مخاطبی که به کمدی‌های سطحی عادت کرده، به سمت سینمای اجتماعی کار بسیار دشواری است.

فروش‌های چندصد میلیاردی که مردم با استقبال از این آثار کم‌مایه رقم می‌زنند، در واقع به تثبیت این ذائقه سطحی کمک می‌کند. این وضعیت نشان می‌دهد که جامعه به جای آثار مجاورت فرهنگی و درگیر با مسائل خود، به آثار فرار از واقعیت پناه برده است، روندی که سینما را از رسالت فرهنگی و اجتماعی‌اش دور می‌سازد.

  فروش موفق، شکستی هنری و اخلاقی

“مرد عینکی” از منظر اقتصادی یک پیروزی قاطع برای تیم تهیه‌کننده و ستاره‌اش است؛ نمونه موفقی از فیلم‌سازی از روی فرمول  که توانست در سال ۱۴۰۴ رکورد فروش را به نام خود ثبت کند. این موفقیت ناشی از مهارت تهیه‌کننده در ساخت یک برند تجاری مطمئن و قابلیت ستاره‌ای چون بهرام افشاری در تکرار تیپ‌های پرطرفدار بوده است.

با این حال، در تحلیل ساختاری و مضمونی، این فیلم یک شکست آشکار است. گسست‌های ژانری آزاردهنده، اجرای ضعیف صحنه‌های اکشن و از همه مهم‌تر، چرخش پایانی غیرمنطقی که مخاطب را فریب می‌دهد و کل روایت را زیر سؤال می‌برد، نشان‌دهنده یک بحران جدی در فیلمنامه و کارگردانی است. این فیلم، با بهره‌کشی ابزاری از فقر و درماندگی برای تولید خنده‌های سطحی، از رسالت یک کمدی اجتماعی متعهد دور شده و به سطح طنزهای پیش‌پاافتاده تنزل یافته است.

  فداکاری خلاقیت به پای سود

تداوم تولید چنین آثاری، اعتبار و عمق سینمای ایران را به بهای سود تضمین‌شده به حراج گذاشته است. با تکرار مداوم فرمول‌های موفق، خلاقیت در سینما حذف می‌شود و ابتذال به عنوان یک هنجار فرهنگی تثبیت می‌شود. سینمای ایران نیاز به آثاری دارد که مانند کمدی‌های کلاسیک، نه صرفاً مخاطب را به خنده وادارد، بلکه او را به تفکر نیز دعوت کند.

فروش‌های میلیاردی نباید جایگزین خلاقیت شوند. لازم است تهیه‌کنندگان و ستاره‌ها، سینما را از چرخه باطل تکرار و تقلیل نجات دهند، در غیر این صورت، این موفقیت‌های اقتصادی کوتاه‌مدت، به ورشکستگی هنری و فرهنگی درازمدت برای سینمای ملی ایران منجر خواهد شد.

 

دسته بندی: سینمای ایران / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید